تبليغاتX
روز از نو... -

تازه بعد از اینکه استاد تاریخ ترم و رشته ها رو می پرسید٫باورم شد هفت ترم گذشته و الان ترم هفت هستم و یکی دو ترم دیگه باید فارغ التحصیل شم!

۴ ترمه که معنی دانشجو بودن رو کامل درک میکنم.از همه تشویش و اضطراب ها و رکود روزهای دور بریدم و با ارامش و لذتی کودکانه تجربه میکنم در شهری که تمام مسیرها و کوچه ها تکراریست و از صبح که چشماتو باز میکنی مطمئنی هیچ اتفاق تازه یا برنامه جدیدی نخواهی داشت.در شهری که نفت و کپسول گاز از مهمترین دغدغه های خونه های دانشجوییشه.

حتی زندگی در خونه ای که با هیچ یک از اعضاش هیچ وجه مشترکی نداری و مجبوری بیشتر وقتت رو با کتابات سر کنی٫بازهم چیزی رو تغییر نمیده و حال و هوامو به هم نمیزنه و همه اینها به خاطر.....

 

+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 20:14 توسط دیانا |